خرید بک لینک
من هستم! جایی نرفتم، قرار هم نیست جایی بروم، مایوس نیز نشده ام، نصف حواسم همیشه به وبلاگ و دوستان وبلاگی قدیمی و جدیدم است، یواشکی به وبلاگ های تان سر هم می زنم. نشان به آن نشان که لیلا در مورد خستگی و دلزدگی از تکنولوژی ارتباطات نوشته و اینکه چقدر مطالعه به او آرامش می دهد. مژگان از روزگار پر رونقی وبلاگ ها یاد کرده، شکیبا کنایه را نمی گیرد(نگران نباش! آدم های بی شیله پیله هستند که کنایه را متوجه نمی شوند)، مهردخت از 14 تیر رفته و گمان نکنم دیگر به وبلاگستان برگردد! آن یکی لیلای همشهری یک شعر گذاشته و رفته دنبال کار و زندگی اش، نگین جان! با این حساب ما هم فلک زده ایم! و .... من هستم! اما معاشرت در دنیای واقعی مثل نهنگ این پینوکیوی سر به هوا را بلعیده. البته تجربه ی جدیدی ست که از آن لذت می برم و حالا می فهمم چقدر به آن نیاز دارم. از اولین راهی که به بیرون پیدا شود حتما فرار می کنم. فردا (به روایتی امروز! چون الان بامداد فرداست!) دوره ی دوستانه - همشهریانه نوبت من است. اگر همگی بیایند حدود 25 نفر می شویم. نیمه شب است، همه ی کارهایم تمام شده(البته با کمک دو تا از دوستانم در همسایگی

برچسب: من هستم,من هستم توهم باش,من هستم همین, نویسنده: کیارش اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 1 آذر 1395 ساعت: 4:01

داشتم کتاب ریاضی سال دهم (رشته ریاضی فیزیک) و درسنامه های کتاب "سیر تا پیاز" شازده را می خواندم تا وقتی از کلاس زبان برگشت، بتوانم برای امتحان ریاضی فردا همپایش درس بخوانم (متاسفانه اینطور عادت کرده) ، که خبر تعطیلی دبیرستان ها را دادند. دخترک هم از دیروز تعطیل است و رفته با دختر همسایه بازی کند. آقای خانه اضافه کاری ست. چون فکر می کردم بعدازظهر دخترک کلاس زبان دارد شام و ناهار فردای شازده را زودتر آماده کردم و با خبر تعطیلی فردا و تعطیلی کلاس زبان دخترک یکهو در کمال ناباوری دیدم که بیکارم !!! آنقدر ذوق مرگ شدم که نمی دانستم کدام کار عقب مانده را انجام بدهم و داشتم همین زمان را از دست می دادم که بهتر دیدم بیایم سراغ وبلاگم. چند تا عکس برایتان می گذارم ...

برچسب: نویسنده: کیارش اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 1 آذر 1395 ساعت: 4:01

صفحه بندی